نیلوفر بمانی در مصاحبه با دفتر کانون های فرهنگی: بسیج حمایت بیشتری از اینگونه فعالیت ها می کند/ حضور آقایون در جشنواره غذا می تواند چالش خوبی باشد/ از مسئولین می خواهم که همکاری بیشتری بکنندچهاردهم اردیبهشت ماه 1395 "دانشگاه آزاد اسلامی شوشتر" شاهد واقعه ای بدیع و خیر خواهانه از طرف دانشجویان خیر اندیش خود بود.
جشنواره ای از نوع خیریه که به نفع نیازمندان و کودکان سرطانی برگزار شده بود و به طور کامل از طرف دانشجویان دامپزشکی ایده پردازی ، مقدمه چینی و اجرا می شد. فعالیتی خوشمزه که در بستر مقدس بسیج دانشجویی و به هدایت و مجری گری واحد خواهران پایگاه بسیج دانشجویی مالک اشتر (دانشکده کشاورزی و دامپزشکی) و همکاری و پشتیبانی دفتر کانون های دانشجویی و فرهنگی انجام می شد.
فارغ از قدم خیری که در جهت کمک به نیازمندان و بیماران سرطانی برداشته شد ؛ تکاپو و فعالیت گسترده دانشجویان دامپزشکی در این عمل خیرخواهانه از اهمیت بالایی برخوردار بود.
ضمن عرض خسته نباشید و خداقوت به مجریان این طرح خیرخواهانه ، با مسئول برگزاری «جشنواره دانشجویی غذا» در روز 14 اردیبهشت 1395 ، که از اعضای شورای پایگاه بسیج دانشجویی مالک اشتر (واحد خواهران) نیز هست مصاحبه ای داشته ایم که به شناخت بهتر این طرح و آشنایی بیشتر شما عزیزان با روند این پروژه کمک می کند.
هرچند مدتی از وقوع این پدیده ی دانشجویی بدیع می گذرد اما لازم دانستیم برای شفاف شدن بیشتر بعضی مسائل و اطلاع رسانی کامل تر از این موضوع این مصاحبه را انجام دهیم.
توجه شما را به مصاحبه ی "مسئول دفتر کانون های فرهنگی" با "مسئول کمیته ی اجرایی جشنواره خیریه غذا" سرکار خانم «نیلوفر بمانی» جلب می کنم:
(خطوط عادی سوال و خطوط پر رنگ پاسخ می باشد. چون مصاحبه به زبان فارسی محاوره ای صورت گرفته به همان صورت به نگارش درآمده است.)

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام ؛ می دونم که روز پر مشغله ای داشتید اما لطف کردید و به ما وقت مصاحبه دادید.
لطف کنید خودتونو به صورت خلاصه معرفی کنید؟
منم سلام عرض می کنم خدمت شما ، نیلوفر بمانی هستم. دانشجوی ترم چهار دکترای دامپزشکی دانشگاه آزاد اسلامی شوشتر و خودم ساکن اهواز هستم.
مستقیم سر اصل مطلب می رم و از سوالات مرسوم و معمول شروع می کنم.
کل فرآیند پروژه ی خیریه از ایده پردازی تا آخرین لحظه چقدر زمان برد؟
ایده این کار از اواسط اسفند 94 شکل گرفت اما به دلیل برخورد با تعطیلات عید ما حدودا اردیبهشت ماه سال بعد تونستیم اونو اجرا کنیم.
یعنی تقریبا یه فرآیند سه ماهه؟
بله ، درسته
مجموعا در کل فرآیند پروژه چند نفر به شکل مستقیم فعالیت کردند و به نوعی درگیر فرآیند اجرای پروژه بودند؟
این پروژه حاصل یه کار گروهی بود و دادن یه تعداد دقیق کار خیلی سختیه چون واقعا همه یه گوشه ی کارو گرفتند و باعث شدند که این طرح اجرا بشه.گفتن تعداد کار واقعا سختیه.
به صورت حدودی چند نفر؟
حدودا 35 نفر به شکل مستقیم (در طول این سه ماه در اجرای کل فرآیند های مختلف پروژه )شرکت داشتند.
کل عواید جشنواره چقدر بود ؟ و به چه شکلی و به چه موسسه ای اهدا شد؟
کل مبلغی که در جشنواره جمع آوری شد به صورت رسمی 3 میلیون تومان بود که بعدا یه مقداری بیشتر شد. و با مشورت یکی از دوستان به موسسه ی حامی کودکان سرطانی «مشک» اهدا کردیم.خیلی تلاش کردیم تا این مبلغ طی یک مراسم رسمی به نماینده موسسه اهدا بشه که متاسفانه نشد و ما مبلغ رو به حساب موسسه واریز کردیم.یه مقدار از مواد غذایی هم همون روز جشنواره به موسسه خیریه «آبشار عاطفه ها» ی شوشتر اهدا شد.
اصلی ترین هدف شما از انجام این جشنواره خیریه چه بود؟
اصلی ترین هدف بنیانگذاری و ایجاد یک جریان خیریه دانشجویی بود.خیریه ای که بتونه در طول سال با انجام فعالیت های مختلف یه کمک هرچند کوچک برای نیازمندان اطرافش انجام بده.
از هدفی که برای جشنواره تعریف کردید به نظرتون چند درصدش محقق شد؟
شاید من همون اوایل فکر نمی کردم انقدر به هدفم نزدیک بشم! می تونم بگم حدود 90 درصد اون چیزی که من فکر می کردم تحقق پیدا کرد و امیدوارم که اون 10 درصد باقی مونده هم در جشنواره های بعدی محقق بشه.
ان شاءالله .
مجموعا از جشنواره ، از آغاز روند انجام تا پایان راضی بودید؟
خداروشکر بله.خیلی راضی بودم.
به نظر شما مهمترین دستاورد و نتیجه ی جشنواره در دانشگاه و برای دانشجویان چه بود؟
دستاورد های جشنواره رو میشه از چند بعد بررسی کرد. علاوه بر جنبه کمکی که برای کودکان سرطانی و نیازمندان داشت ، به نظرم ایجاد همدلی و همبستگی بین دانشجویان و همچنین حمایت و پشتیبانی مسئولین از دانشجو ها نتایج قابل توجه این جشنواره بود.
به نظرتون انجام اینگونه برنامه ها اصلا بُعد فرهنگی هم داره؟
بله مسلما داره.من فکر می کنم که ممکنه در اطراف ما خیلی افراد باشند که قلبا بخوان کمک کنن اما به دلیل نداشتن اطلاعات کافی یا دسترسی نداشتن به بنیاد های خیریه نتونن این کارو انجام بدن. با وجود همچین برنامه هایی ما می تونیم یه میانبری براشون بزنیم و حتی اطلاعاتشونو در این زمینه بالا ببریم.
به نظرتون تاثیر فرهنگی این برنامه ها بر دانشجویان و بر فضای عمومی دانشجویی چی می تونه باشه؟
به نظرم تأثیر فرهنگیش از دو بُعد قابل بررسیه.یکی ایجاد همون اتحاد و همدلی برای یه هدف مشخصه که بین دانشجو ها به وجود میاد. دوم ایجاد یه رابطه ای بغیر از رابطه ی رسمی استاد و دانشجو ، که همیشه در دانشگاه حکم فرماست ، بین اساتید و دانشجویانه. و به نظرم این خیلی مهمه.
این قبیل فعالیت های خیریه یه مقدار برای فضای دانشگاهی غریبه ، یعنی تو فضاهای دانشگاهی و دانشجویی یه مقدار کم اتفاق میفته. بخاطر همین مساله ، این پروژه باعث نشد که نگرانی یا اضطرابی برای برگزاریش داشته باشید؟
راستش رو بگم چرا. اولش خیلی می ترسیدم که استقبال خوبی صورت نگیره یا کلا ناهماهنگی به وجود بیاد. اما تبلیغات خیلی نقش موثری در برگزاری چنین مراسماتی داره. که با تبلیغات مناسب ما تونستیم عدم آگاهی رو از بین ببریم و خداروشکر با استقبال قابل توجهی روبه رو بشیم.
چه دلیلی باعث شد که این برنامه رو در بستر بسیج انجام بدید؟
بخاطر اینکه اصولا بسیج حمایت بیشتری از اینگونه فعالیت ها می کنه و توانایی بیشتری برای در اختیار قرار دادن امکانات داره.
بازخورد و نظرات دانشجوها قبل ، حین و بعد از برگزاری جشنواره چطور بود؟ چه دانشجو هایی که در برگزاری شرکت داشتند و چه کسانی که بعد از جشنواره باهاشون ارتباط برقرار کردید.
خداروشکر از همون ابتدای ِکار ، دوستان استقبال خیلی خوبی کردند.هم دانشجو ها و هم مسئولین. و در ادامه با پشتیبانی و حضورشون باعث دلگرمی ما شدند.
نظرات و دیدگاه های مسئولین قبل ، حین و بعد از برگزاری جشنواره چطور بود؟
خداروشکر خیلی خوب بود. از قبل با ما همکاری لازم رو داشتند و روز برگزاری و بعدش هم استقبال خوبی کردند.من فکر می کنم حتی مشتاق شده باشند برای برگزاری مجدد این مراسم.
تا به حال تجربه ی برگزاری همچین جشنواره ها یا برنامه های فرهنگی رو خارج از فضای دانشگاهی داشتید؟
به صورتی که خودم مسئولیت تمام کارهاشو برای برگزاری بعهده بگیرم ، خیر. ولی فعالیت های کوچکی رو داشتم.شاید بشه گفت که اولین کار جدیم همین جشنواره غذا بود.
با وجود این همه تلاش و زحمت و مشقتی که برگزاری این جشنواره داشت، دوباره حاضرید این طرح رو برگزار کنید؟
اگه خدا بخواد و همکاری بچه ها باشه مثل همیشه ، بله حتما.
نظرتون در مورد فضای عمومی دانشگاه برای برگزاری سالانه ی این جشنواره چیه؟ اصلا به نظرتون فضای عمومی دانشگاه و دانشجویان کشش برگزاری سالانه ی همچین برنامه ای رو داره؟ مسئولین چطور؟
چیزی که ما در برگزاری اولین دوره از این جشنواره دیدیم اثبات کرد که واقعا چنین کششی وجود داره. و به نظرم با بالا بردن سطح کیفیت و کمیت جشنواره می تونیم تعداد زیادی از دانشجو ها رو به این کار مشتاق کنیم.
پس بنظرتون واحد شوشتر کشش برگزاری چنین برنامه هایی رو داره؟
بله ، حتما

یه سری سوالات خودمونی تر می پرسم :
خودتون شخصا چقدر به جشنواره کمک کردید؟
سوال جالبی بود (با خنده). روز برگزاری مثل سایرین از جشنواره خرید انجام دادم. ولی کار کوچکی که انجام دادم ، به قول بچه ها ، مادر خرج محصولاتی بودم که در جشنواره عرضه شده بود.
بسیار عالی ، یعنی هزینه ی همه ی اون چیزی که در جشنواره طبخ شده بود رو شما داده بودید.
همه نه ، ولی یک قسمتیش رو.
یک قسمت زیادیش رو . مبلغش چقدر بود؟
حدود 250 هزار تومان. (با لبخند)
با این حساب شما بیشترین کمک رو در بین خریداران به جشنواره کردید.
کمک واقعی حضور بچه ها و همدلی شون بود. وگرنه این مبالغ کمکی محسوب نمیشه.
تواضع شما بجا هست ، ولی خب ظاهرا شما بیشترین کمک رو از لحاظ مبلغی به جشنواره کردید.(چون اطلاع دارم عرض می کنم.)
(خانم بمانی همچنان زیر بار این مساله نمی رفت)
نظرتون در مورد حضور آقایون در جشنواره غذا به عنوان غرفه دار و عرضه ی دستپخت خودشون در جشنواره چیه ؟
(با خنده) فکر می کنم که این چالش خوبی برای آقایون باشه. اگر قبلا امتحانشونو پس داده باشند ، حتما در جشنواره بعدی بهشون غرفه خواهیم داد.
بعضی ها به قیمت غذاهایی که در جشنواره عرضه می شد اعتراض داشتند و می گفتند که گرونه. نظرتون درباره این موضوع چیه؟
درسته ، مبلغ خب ممکنه یه مقدار متفاوت باشه. ولی خب من به دلیل همون تجربه ای که از جشنواره هایی که برگزار می شد ، هم از طرف مشک هم از طرف موسساتی دیگه داشتم ، مبلغ رو تو این جشنواره هایه چیز دلیه می دونم. ممکنه اگه کسی بخواد این محصول رو از بیرون تهیه کنه مبلغ کمتری پرداخت کنه ؛ اما بازم میگم این مبلغ خیلی دلیه و صرفا جهت کمک هست. هرچند که ما خیلی نظارت کردیم و سعی کردیم بر اساس هزینه ای که شده مبالغ رو تعیین کنیم. اما واقعا اگه این اتفاق افتاده و حس کردند هزینه ها یه مقدار بالا هست بنده عذر خواهی می کنم.
پس مبلغ موادی که عرضه شده بود بیشتر جنبه ی کمک رسانی داشت تا جنبه اقتصادی.
بله.چون ما همه ی عواید جشنواره رو کاملا به خیریه هدیه کردیم و کسی هزینه های مواد اولیه رو از عواید جشنواره کم نکرد.
شما که در راس این کار بودید اگر توصیه یا درد دلی با مخاطبین نشریه و سایت ما دارید بفرمایید؟
اسمشو نمیشه درد دل گذاشت فقط یه خواسته دارم از همه: اینکه اول قدر سلامتی و داشته هاشونو بدونن و هروقت احساس کردند می تونن یه قدمی هرچند کوچک برای بهتر شدن دنیای اطرافشون بردارند اون کارو حتما انجام بدن.
انتقاد یا نصیحتی در این زمینه به دوستان خودتون یا به مسئولین دانشگاه دارید؟
انتقاد و نصیحت که نه. فقط خواستار اینم که بیشتر همکاری بکنند. بیشتر روی صحبتم مسئولین هستن.یه کم برای گرفتن مجوز ها و دادن امکانات تو این مراسمالت آسون تر بگیرند.چون مسلما این امکانات باعث میشه ما هم کارمون رو بهتر انجام بدیم و هم نتیجه ی کار بهتر باشه.
اگر حرف نگفته ای با مسئولین دانشگاه در مورد این جشنواره یا مراسمات فرهنگی مختلفی دارید ، بفرمایید؟
اول جا داره تشکر بکنم از همه ی مسئولین به خصوص خانم دکتر پیغمبرزاده که مثل یه خواهر بزرگتر پا به پای ما امدن و ما رو پشتیبانی کردند.بعد هم از حضور آقای دکتر پوربختیار ، حضرت حجت الاسلام شهریاری ، آقای دکتر عنایت ، آقای مهندس علیپور ، آقای جبرئیل زاده و همه ی مسئولینی که با حضورشون باعث دلگرمی ما شدند تشکر کنم.همچنین از همه ی دانشجویانی که در جشنواره شرکت کردند و با حضورشون ما رو برای تحقق این هدف یاری رسوندند.
اگر می خواید از کسی اسم ببرید و با نام تشکر کنید می شنویم؟
تشکر هامو که از مسئولین انجام دادم.در آخر هم از آقای فتحی ، آقای فرضی نژاد و آقای ابوعلی که کارهای سخت پیگیری اداری و مجوز گرفتن ها رو متحمل شدند و کار ما رو آسون کردند ، یعنی یه جورایی من به پشتوانه ی اون ها تونستم این جشنواره رو برگزار کنم و همه ی دوستانی که صادقانه در کنار من بودند تشکر می کنم.
اگر فکر می کنید سوالی رو من نپرسیدم یا دوست دارید در مورد مبحثی صحبت بکنید که در سوالات نبود ، ما می شنویم؟
نه ، فکر میکنم سوالات کافی بودند و در آخر هم به شما خسته نباشید می گم.
تشکر میکنم از شما ، از اینکه وقتتونو به ما دادید و از اینکه چند روز درگیر این مصاحبه بودید سپاسگزاری می کنم و امیدوارم که موفق باشید.
منم از شما تشکر می کنم. خسته نباشید و خدانگهدار
مصاحبه از علیرضا فتحی
دفتر کانون های فرهنگی...
ما را در سایت دفتر کانون های فرهنگی دنبال میکنید
برچسب: مصاحبه ی نیلوفر بهبودی, نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 20:43